بيا که دايره ي ماه را دوپاره کنيم
وزآن دوپاره يقين را دو گوشواره کنيم
بيا زمرده ي خود زنده زنده برخيزيم
زژرفِ گور سلامي به گاهواره کنيم
بيا که غربتِ اندوهبار فاصله را
به دستِ معجزه آساي عشق چاره کنيم
بيا به ياري هم تارو پودِ ظلمت را
زيکدگر بدرانيم و پاره پاره کنيم
بيا، اگرچه خزان است، غم مدار و بيا
به پاي سبز زمان را زنو بهاره کنيم
شکستن کمر راوي زمستان هم ،
به يک اشاره توانيم ، اگر اشاره کنيم
به آنچه آمده و رفته نيست جاي دريغ
به آنچه هست بيا رجعتي دوباره کنيم
بيا، بيا که نه جاي درنگ از من و توست
به کارخير چرا قصد استخاره کنيم ؟

شیرین رضویان


 

نوشته شده توسط آرام شریفی در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 ساعت 10:9 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت