![]() |
![]() |
|
| زندگی شاید افروختن سیگاری باشد، در فاصله رخوتناک دو هم آغوشی. |
|
نوشته های پیشین
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هرگز از مرگ نهراسيده ام
اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود. هراس من باري همه از مردن در سرزميني ست که مزد گورکن از آزادي آدمي افزون باشد. جستن يافتن و آن گاه به اختيار برگزيدن و از خويشتن خويش بارويي پي افکندن اگر مرگ را از اين همه ارزشي بيش تر باشد حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسيده باشم |
|
RSS
|